از «به گزارش روابط‌عمومی بانک دی» تا «بانک دی را نجات دهید»؛ مرز باریک نقد و منفعت

یک رسانه اقتصادی حق دارد از عملکرد یک بانک انتقاد کند؛ اما وقتی همان رسانه در فاصله‌ای کوتاه، مجموعه‌ای از اخبار روابط‌عمومی همان بانک را منتشر کرده و سپس با ادبیاتی کاملاً متفاوت، مدیریت بانک را هدف می‌گیرد، یک پرسش حرفه‌ای شکل می‌گیرد: چه چیزی در این فاصله تغییر کرده است؟
از «به گزارش روابط‌عمومی بانک دی» تا «بانک دی را نجات دهید»؛ مرز باریک نقد و منفعت

انتشار مطلبی با عنوان «آقای موسوی بانک دی را از دست برات کریمی نجات دهید!!» در رسانه «رصد روز»، فارغ از اینکه نقدهای مطرح‌شده درباره وضعیت بانک دی تا چه اندازه درست یا نادرست باشد، از منظر حرفه‌ای قابل تأمل است. 

نقد عملکرد یک مدیر، بخشی طبیعی از کار رسانه‌ای است و هیچ بنگاه اقتصادی یا مدیری نباید خود را از نقد مصون بداند. مسئله اما اصل نقد نیست؛ روش نقد کردن و استقلال روایت رسانه‌ای است.
در همین مطلب، نویسنده با استناد به ارقام سال‌های 1399 تا 1405، عملکرد برات کریمی را در دو دوره مدیریت بانک دی زیر سؤال برده و از رئیس بنیاد شهید خواسته است درباره ادامه مدیریت او تصمیم‌گیری کند. خود متن نیز در بخشی تصریح می‌کند که نمی‌توان تمام عملکرد سال 1400 را به یک مدیر نسبت داد، چرا که بخشی از آن سال تحت مدیریت مدیر دیگری سپری شده است. 

این نکته مهم است؛ زیرا وقتی قرار است یک مدیر با «کارنامه عددی» ارزیابی شود، باید همان استاندارد درباره تمام دوره‌های زمانی، همه شاخص‌های مرتبط و آخرین اطلاعات در دسترس نیز رعایت شود، نه اینکه مجموعه‌ای از اعداد نامطلوب از چند مقطع انتخاب و سپس از کنار آنها یک نتیجه قطعی درباره عملکرد یک فرد ساخته شود.
حتی در خود مطلب نیز اشاره شده که صورت‌های مالی میان‌دوره‌ای سه‌ماهه بانک دی منتشر نشده و برای سال 1405 به جای آن، از عملکرد ماهانه پنج‌ماهه استفاده شده است. بنابراین، تبدیل این داده‌ها به یک داوری قطعی درباره عملکرد دوره جاری، نیازمند احتیاط و ارائه تصویر کامل‌تری از وضعیت بانک است. 

اما بخش مهم‌تر ماجرا، سابقه انتشار مطالب مرتبط با بانک دی در همان رسانه است.
صفحه اختصاصی بانک دی در «رصد روز» در حال حاضر 326 مطلب را دربر می‌گیرد و در میان مطالب اخیر، چندین خبر مستقیماً بر اساس مطالب روابط‌عمومی بانک دی منتشر شده است. برای نمونه، مطلبی با عنوان «واریز آنی مبالغ چک‌های بین‌بانکی در شعب بانک دی امکان‌پذیر شد» صراحتاً با عبارت «به گزارش رصد روز به نقل از روابط‌عمومی بانک دی» منتشر شده است. 

در مطلب دیگری نیز درباره درآمد صرافی دی، رسانه نه‌تنها خبر روابط‌عمومی بانک را بازنشر کرده، بلکه در متن از «بهبود شاخص‌های عملکردی بانک دی در دوره جدید مدیریتی» سخن گفته و رشد درآمد صرافی را «عملکرد چشمگیر» توصیف کرده است. 

همین رسانه در روزهای اخیر اخبار دیگری از فعالیت‌های بانک دی، از رویداد «دی‌آر» تا اقدامات خدماتی و اجتماعی بانک، منتشر کرده است؛ اخباری که عمدتاً بر پایه اطلاعات روابط‌عمومی بانک تنظیم شده‌اند. 

بنابراین سؤال این نیست که چرا یک رسانه از بانک دی انتقاد کرده است؟
سؤال این است:
اگر رسانه‌ای برای مدتی طولانی اخبار یک مجموعه را با استناد به روابط‌عمومی آن منتشر می‌کند، مخاطب حق ندارد بداند رابطه حرفه‌ای این رسانه با آن مجموعه چیست و آیا این رابطه در مقطع تغییر رویکرد رسانه‌ای، دچار تغییر شده است یا خیر؟
این پرسش زمانی جدی‌تر می‌شود که تغییر لحن، از انتشار اخبار مثبت و روابط‌عمومی‌محور به تیترهایی مانند «بانک دی را از دست برات کریمی نجات دهید» برسد.
اگر این تغییر صرفاً حاصل تغییر رویکرد تحریریه و نتیجه یک ارزیابی مستقل و حرفه‌ای بوده است، توضیح آن برای مخاطب کار دشواری نیست.
اما اگر رابطه مالی یا تجاری میان رسانه و مجموعه مورد نقد وجود داشته و سپس این رابطه پایان یافته باشد، موضوع دیگر صرفاً اختلاف نظر رسانه‌ای نیست؛ بلکه مسئله مهم‌تری تحت عنوان تعارض منافع و استقلال تحریریه مطرح می‌شود.
در چنین شرایطی، حرفه‌ای‌ترین رفتار یک رسانه، شفافیت است؛ نه اینکه مخاطب مجبور شود از کنار هم گذاشتن تاریخ انتشار مطالب و تغییر ناگهانی ادبیات، خودش رابطه میان این اتفاقات را حدس بزند.
از سوی دیگر، بانک دی نیز نباید از نقدهای مستند فرار کند. اگر ارقام مطرح‌شده در گزارش رصد روز نادرست یا ناقص هستند، بهترین پاسخ، انتشار صورت‌های مالی، ارائه شاخص‌های عملکرد و پاسخ مستند به ادعاهاست؛ نه واکنش احساسی یا حذف منتقد.
اما رسانه نیز باید همان اندازه که از مدیران و بنگاه‌ها پاسخگویی می‌خواهد، خود را در برابر مخاطب پاسخگو بداند.
رسانه مستقل، حق دارد دیروز از یک عملکرد تعریف کند و امروز از همان عملکرد انتقاد کند؛ اما وقتی این چرخش رخ می‌دهد، باید بتواند منطق تغییر موضع خود را برای مخاطب توضیح دهد.
چرا که مرز میان نقد حرفه‌ای و روایت وابسته به منافع، دقیقاً از همین نقطه آغاز می‌شود.
و شاید سؤال اصلی این ماجرا نه درباره برات کریمی باشد، نه درباره بانک دی و نه حتی درباره یک مطلب خاص؛ بلکه درباره یک اصل ساده در روزنامه‌نگاری اقتصادی باشد:
وقتی منافع یک رسانه و یک بنگاه اقتصادی به هم گره می‌خورد، مخاطب حق دارد بداند کجا «خبر» تمام می‌شود و کجا «منافع» آغاز می‌شود.

آیا این خبر مفید بود؟

0 دیدگاه

دیدگاه خود را بیان کنید

کپچا

آخرین قیمت طلا و سکه

آخرین اخبار

اخبار پربازدید

پر بحث ترین