منطقه آزاد قشم
قشم؛ از توسعه گردشگری جزیرهای تا حکمرانی زنجیرهای
حمیدرضا صادقی دکتری مدیریت دولتی کارشناس مناطق آزاد
در سالهای اخیر، گردشگری بهعنوان یکی از پیشرانهای اصلی توسعه اقتصادی و اجتماعی در بسیاری از کشورها شناخته شده است. این صنعت، بهویژه در مناطق دارای ظرفیتهای طبیعی و فرهنگی، میتواند نقشی تعیینکننده در اشتغالزایی، افزایش درآمدهای محلی و کاهش نابرابریهای منطقهای ایفا کند. در ایران نیز مناطق آزاد تجاری ـ صنعتی، از جمله جزیره قشم، به دلیل برخورداری از موقعیت جغرافیایی ممتاز، معافیتهای قانونی و تنوع ظرفیتهای گردشگری، همواره در کانون توجه سیاستگذاران توسعه قرار داشتهاند.
جزیره قشم، بهعنوان بزرگترین جزیره خلیج فارس، با جاذبههایی همچون ژئوپارک جهانی یونسکو، جنگلهای حرا، غار نمکدان، دره ستارگان و فرهنگ بومی غنی، از پتانسیل کمنظیری برای توسعه گردشگری برخوردار است. در کنار این جاذبهها، کسبوکارهای خانگی گردشگری ـ شامل صنایعدستی محلی، غذاهای سنتی، اقامتگاههای بومگردی و خدمات فرهنگی ـ میتوانند ستون فقرات اقتصاد محلی قشم باشند. با این حال، شواهد میدانی نشان میدهد که بخش قابلتوجهی از این ظرفیتها هنوز به ارزش اقتصادی پایدار و فراگیر تبدیل نشده است.
مسئله اصلی: گسست در زنجیره ارزش گردشگری
برخلاف تصور رایج، چالش اصلی توسعه گردشگری در قشم کمبود منابع یا نبود جاذبه نیست، بلکه ضعف در زنجیره ارزش و نحوه حکمرانی آن است. در بسیاری از موارد، ارزش در سطح محلی تولید میشود، اما در مراحل بعدی زنجیره ـ شامل بستهبندی تجربه، بازاریابی، توزیع و اتصال به بازارهای بزرگتر ـ یا از بین میرود یا سهم ناچیزی از آن به جامعه محلی میرسد.
کسبوکارهای خانگی، اگرچه نقش مهمی در خلق تجربه گردشگری دارند، اما اغلب بهصورت پراکنده و جزیرهای فعالیت میکنند. نبود برند مشترک مقصد، ضعف مهارتهای بازاریابی، دسترسی محدود به شبکههای توزیع ملی و بینالمللی، و ناهماهنگی نهادی میان دستگاههای مسئول، موجب شده است که این کسبوکارها در سطح معیشتی باقی بمانند و نتوانند به بازیگران واقعی زنجیره ارزش گردشگری تبدیل شوند.
چرا حکمرانی چندسطحی؟
در چنین شرایطی، مفهوم «حکمرانی چندسطحی» بهعنوان یک رویکرد نوین در مدیریت گردشگری مطرح میشود. حکمرانی چندسطحی به معنای مشارکت و هماهنگی همزمان میان سطوح مختلف تصمیمگیری و اجرا ـ از سطح محلی تا منطقهای، ملی و بینالمللی ـ است. در این رویکرد، توسعه گردشگری نه محصول تصمیم یک نهاد، بلکه نتیجه تعامل شبکهای میان جامعه محلی، نهادهای منطقهای، دولت ملی و بازیگران بازار جهانی است.
تجربه مقاصد موفق گردشگری نشان میدهد که بدون چنین هماهنگی نهادی، حتی بالاترین سطح سرمایهگذاری در زیرساختها نیز به توسعه پایدار منجر نخواهد شد. آنچه یک مقصد را رقابتپذیر میکند، نه صرفاً تعداد گردشگران، بلکه کیفیت حکمرانی زنجیره ارزش و نحوه توزیع منافع آن است.
نگاهی تطبیقی: از ترکیه تا امارات
بررسی تجربه کشورهایی مانند ترکیه نشان میدهد که موفقیت این کشور در توسعه گردشگری، صرفاً حاصل جاذبههای طبیعی یا تاریخی نیست، بلکه نتیجه استقرار نوعی حکمرانی شبکهای در گردشگری است. در بسیاری از شهرهای گردشگری ترکیه، کسبوکارهای کوچک و خانگی در قالب خوشهها و تعاونیهای محلی سازماندهی شده و از طریق برند مقصد، حمایت نهادی و اتصال به توراپراتورهای بینالمللی، به بازار جهانی پیوند خوردهاند.
در امارات متحده عربی نیز، بهویژه در دبی، حکمرانی گردشگری بر پایه یکپارچگی سیاستگذاری، مشارکت بخش خصوصی و بهرهگیری هوشمندانه از بازاریابی بینالمللی شکل گرفته است. اگرچه ساختار اجتماعی امارات با قشم متفاوت است، اما تجربه این کشور نشان میدهد که نقش دولت و نهادهای منطقهای در گردشگری، بیش از اجرا، تسهیلگری و هماهنگسازی زنجیره ارزش است.
نقش جامعه محلی؛ از حاشیه توسعه تا محور ارزشآفرینی
در چارچوب حکمرانی چندسطحی، جامعه محلی دیگر صرفاً دریافتکننده پیامدهای گردشگری نیست، بلکه به بازیگری فعال در خلق و ارائه ارزش تبدیل میشود. کسبوکارهای خانگی در قشم میتوانند با سازماندهی، شبکهسازی و توانمندسازی، نقش مؤثرتری در اقتصاد گردشگری ایفا کنند.
صنایعدستی الهامگرفته از طبیعت و فرهنگ بومی، غذاهای سنتی، روایتهای محلی و سبک زندگی جزیرهای، عناصری هستند که میتوانند تجربهای متمایز برای گردشگران داخلی و خارجی خلق کنند. اما تحقق این امر مستلزم آن است که تولیدکنندگان محلی به زنجیرهای منسجم متصل شوند و از حمایت نهادی، آموزشی و بازاریابی برخوردار باشند.
ارسال دیدگاه