مدیریت هوشمندانه نقدینگی؛ تنها راه عبور از گردنه سخت اقتصاد
به گزارش مدیریت روابط عمومی شرکت تامین سرمایه تمدن ، نخستین دوره از سلسلهرویدادهای «تمدنتد» با محوریت «تابآوری شرکتها در اقتصاد امروز» به میزبانی شرکت تامین سرمایه تمدن برگزار شد. این همایش بستری برای بازتعریف استراتژیهای مدیریتی در شرایط عدمقطعیت بود و فرهاد نیلی، اقتصاددان، به تشریح الزامات دگرگونشده فعالیت بنگاههای تولیدی و خدماتی در اقتصاد کنونی ایران پرداخت.
تلاقی شوکهای همزمان؛ چرایی ناکارآمدی الگوهای سنتی
نیلی با اشاره به تعمیق نااطمینانی در فضای کلان اقتصادی تصریح کرد: شرکتهای ایرانی دیگر با بحرانهای تکعاملی مواجه نیستند، بلکه تحت تاثیر برخورد همزمان چندین شوک ساختاری قرار دارند؛ پدیدهای که کارآمدی تصمیمگیری صرف بر پایه تجارب گذشته را از بین برده است.
وی چهار گلوگاه انتقال فشار به شرکتها را چنین برشمرد:
افزایش هزینه و جهش ریسک تولید
کاهش درآمد ناشی از تغییر رفتار مصرفکننده
اختلال در جریان نقد و انسداد در دریافت وجوه
انقباض تقاضای کل
به گفته این صاحبنظر اقتصادی، تشدید ناترازی انرژی و مسائل زیستمحیطی، ریسکهای ژئوپلیتیک و نااطمینانیهای ناشی از تنشهای منطقهای، انسداد در زنجیره تامین، کسریها و فشارهای مالی بخش عمومی، توأم با تحلیل رفتن قدرت خرید خانوار، این فشارها را چندبرابر کرده است. خطر اصلی در تلاقی این متغیرها نهفته است؛ وضعیتی که در آن همزمان با جهش هزینههای نهادهها و نرخ بهره، مشتریان نیز سفارشهای خود را کاهش داده یا دورههای تسویه حساب را به تعویق میاندازند. بنابراین، مسئله از «حجم سودآوری» به «توانایی تامین نقدینگی برای استمرار حیات تا زمان عبور از بحران» تغییر ماهیت داده است.
سراب سودآوری دفتری؛ زمان نقدینگی بر مبالغ غلبه دارد
مدیرعامل شرکت رهنمان با تفکیک سود حسابداری از سلامت مالی واقعی هشدار داد: ثبت سود مطلوب در صورتهای مالی هرگز به معنای مصونیت از خطر توقف عملیات نیست. فاصله زمانی میان خرید مواد اولیه، فرایند تولید، فروش و در نهایت وصول مطالبات، منابع مالی را در سرمایه در گردش منجمد میکند و بنگاه را برای تکالیف روزمره نظیر پرداخت دستمزد، تدارک نهادهها و تسویه بدهیها در تنگنای شدید نقدینگی قرار میدهد.
نیلی تاکید کرد: «مدیریت سرمایه در گردش» باید از دایره امور جاری حسابداری خارج شده و در صدر دستور جلسات هیئتمدیره و بالاترین ردههای تصمیمگیری سازمان قرار گیرد. در این فضا، فاکتور «زمان» نقشی حیاتی پیدا میکند؛ بهگونهای که دریافت رقمی کمتر بهصورت نقد در زمان حال، بسیار نجاتبخشتر از دریافت مبالغ بالاتر اما غیرقطعی در آینده است. بر این مبنا، شرکتها ناگزیرند سیاستهای فروش اعتباری، بازههای وصول مطالبات، تقویم پرداخت تعهدات و حد بهینه موجودی انبار را بیدرنگ بازنگری کرده و با آزادسازی منابع راکد ترازنامه، دوره گردش نقد را به حداقل ممکن برسانند.
تمایز اثرگذاری بحران بر صنایع؛ پایان اعتبار نسخههای فراگیر
این تحلیلگر ارشد اقتصادی به تغییر الگوی هزینهکرد خانوار در شرایط افت درآمد حقیقی اشاره کرد و توضیح داد: در دورههای انقباض معیشتی، مصرفکنندگان کالاهای باامکان تعویق خرید (نظیر مبلمان، لوازم خانگی و کالاهای سرمایهای) را حذف کرده و بخش اعظم نقدینگی خود را به اقلام اساسی و خوراکی سوق میدهند.
بر این اساس، شدت ضربهپذیری صنایع یکسان نیست و نمیتوان نسخه واحدی برای کلیه بنگاهها تجویز کرد. هر کسبوکار موظف است ابتدا کانالهای سرایت شوک به ساختار خود، شدت آن و افق زمانی تداوم بحران را به دقت تحلیل کند و سپس پیرامون بازمهندسی سبد محصول، اصلاح بازارهای هدف، نظام قیمتگذاری یا تحول ساختاری مدل کسبوکار تصمیمگیری کند.
الزامات فضای فرسایشی؛ بازطراحی مدل کسبوکار
نیلی خاطرنشان کرد که فضای کنونی کسبوکار در ایران وارد فاز فرسایشی شده است؛ وضعیتی که ماندگاری در آن بیش از رشد سریع، به قدرت انطباقپذیری و حفظ تابآوری اتکا دارد. پافشاری بر مدلهای سنتی که ساختارهای بازار پیرامون آنها متلاشی شده، حاصلی جز فرسایش منابع و داراییهای شرکت به همراه نخواهد داشت. بازطراحی سریع مدل کسبوکار، اصلاح پرتفوی محصولات، بازتعریف مناسبات با تأمینکنندگان و متناسبسازی سیاستهای انبارداری، اجزای جداییناپذیر این سازگاری است.
بهرهگیری راهبردی از بازار بدهی پیش از انسداد تامین مالی
وی با تأکید بر تحرکات پیشدستانه در حوزه تامین مالی یادآور شد: پنجره دسترسی به بازار بدهی ممکن است در دورههای تشدید بحران محدود و گرانتر شود. بنابراین، بنگاههایی که ظرفیت ورود به این بازار و انتشار اوراق را دارند، باید پیش از تنگتر شدن فضا و افزایش لجامگسیخته هزینه پول، منابع مالی مورد نیاز خود را تجهیز نمایند.
نیلی همچنین تامین مالی زنجیرهای (SCF) را ابزاری حیاتی برای به گردش درآوردن اعتبارات در طول چرخه تولید دانست که نیاز مبرم به پول نقد فیزیکی را بدون توقف خطوط تولید پوشش میدهد. وی در خصوص موجودی انبار نیز بر کشف نقطه بهینه میان «ریسک توقف تولید ناشی از کسری نهاده» و «قفلشدن نقدینگی ناشی از مازاد انبار» تأکید نمود.
ائتلافهای استراتژیک؛ تبدیل رقابت به شراکت بقا
این اقتصاددان استفاده از ظرفیتهای همافزایی، ادغام و تشریک مساعی را رویکردی گریزناپذیر در بستر فرسایشی اقتصاد دانست. در شرایطی که حفظ مستقل تمام زیرساختها غیراقتصادی است، اشتراکگذاری ظرفیتهای لجستیکی، خرید یکپارچه مواد اولیه، شبکههای توزیع مشترک یا ادغام بخشهایی از زنجیره، هزینهها را سرشکن کرده و توان حفظ ظرفیت عملیاتی را ارتقا میدهد. هدف استراتژیک در شرایط بحرانی، پاسداری از حیات عملیاتی تا بازگشت تعادل به اقتصاد است.
صیانت از شبکه ارزش؛ سقوط تامینکننده، سقوط تولیدکننده است
در یکی از محوریترین سرفصلهای این سخنرانی، نیلی به درهمتنیدگی سرنوشت شرکتها با شرکای تجاری پرداخت. به باور وی، توقف فعالیت یک تامینکننده در حلقه بالادست، بهطور مستقیم و زنجیروار به خطوط تولید بنگاههای بزرگ انتقال یافته و میتواند فعالیت آنها را فلج کند.
بنابراین، حمایت مالی، پیشخرید کالا، تسهیل رویههای پرداخت و هدایت خطوط اعتباری به سمت تأمینکنندگان معتبرِ آسیبپذیر، نه یک تصمیم حمایتی داوطلبانه، بلکه هسته اصلی استراتژی محافظت از خود است. شرکتهای برخوردار باید به مثابه تکیهگاههای شبکه تولید عمل کرده و از ریزش تامینکنندگان کلیدی ممانعت به عمل آورند.
بازتعریف شاخصهای ارزیابی بقا
فرهاد نیلی در خاتمه نخستین رویداد «تمدنتد» متذکر شد: دوره ارزیابی شرکتها بر مبنای حاشیه سود صِرف به سر آمده است؛ اکنون تابآوری بر مبنای سرعت گردش نقد، سلامت زنجیره تامین و آمادگی ساختار بدهی سنجیده میشود. در تندباد نااطمینانیهای مزمن، برنده رقابت شرکتی نخواهد بود که صرفاً حسابهای دفتری پرسودی ثبت میکند، بلکه شرکتی است که از توان مدیریت زمان، نقدینگی و تابآوری عملیاتی تا رسیدن به ساحل ثبات برخوردار باشد.
0 دیدگاه