بیمه دی/
️از راهروهای بیمارستان تا معادلات منطقه؛ «دی» در حال ساخت نخستین مدل دیپلماسی بیمهای است؟
در خاورمیانهای که سالها دیپلماسی با نفت و گاز تعریف شده، شاید کمتر کسی انتظار داشته باشد یک شرکت بیمه بتواند به بازیگری مؤثر در معادلات منطقهای تبدیل شود، اما گاهی یک بازدید از راهروهای چند بیمارستان، نشانه تغییری عمیقتر است؛ تغییری که اگر با حکمرانی هوشمند، مدیریت داده و چشمانداز منطقهای همراه شود، میتواند بیمه دی را از یک بیمهگر بزرگ داخلی به پیشگام دیپلماسی بیمهای و سلامت در منطقه بدل کند. در صنعت بیمه، مزیت رقابتی پایدار معمولاً نه از سرمایه آغاز میشود و نه از اندازه ترازنامه، بلکه از توانایی یک شرکت در سازماندهی اعتماد شکل میگیرد.
در اقتصادی که عدم قطعیت به ویژگی دائمی آن تبدیل شده است، بنگاهی که بتواند میان شهروند، بیمارستان، پزشک، دولت و بازار سرمایه پیوندی قابل اتکا ایجاد کند، عملاً در حال خلق زیرساخت حکمرانی است، نه صرفاً فروش بیمهنامه.
پس اگر بازدیدهای میدانی مدیرعامل بیمه دی از مراکز درمانی را تنها یک اقدام تشریفاتی تلقی کنیم، احتمالاً مهمترین پیام آن را نادیده گرفتهایم، این بازدیدها را میتوان نشانهای از یک تغییر پارادایم دانست، گذار از «مدیریت خسارت» به «مدیریت اکوسیستم سلامت».
بیمه درمان، برخلاف بسیاری از رشتههای بیمهای، صرفاً یک رابطه مالی میان بیمهگر و بیمهگذار نیست، این حوزه شبکهای پیچیده از بیمارستانها، پزشکان، مراکز تشخیصی، داروخانهها، نهادهای نظارتی و میلیونها شهروند را در بر میگیرد، بنابراین شرکتی که بتواند این شبکه را به شکل کارآمد حکمرانی کند، در عمل صاحب یکی از ارزشمندترین داراییهای اقتصاد مدرن به نام حکمرانی «داده و اعتماد»، خواهد شد.
امروزه بسیاری از تحلیل گران حکمرانی بیمه بر این باورند که، آینده رقابت در صنعت بیمه احتمالاً نه بر سر تعداد شعب، بلکه بر سر کیفیت حکمرانی دادهها خواهد بود.تحلیل الگوهای بیماری، مدیریت هزینه درمان، شناسایی تقلب، طراحی مسیرهای درمانی و پیشبینی ریسک، مزیتی ایجاد میکند که تقلید از آن برای رقبا بسیار دشوار خواهد بود.
اما این فقط یک روی این سکه است، افق بزرگتر در خارج از مرزهای شرکت قرار دارد؛ اگر فضای ژئوپلیتیک منطقه در سالهای آینده به سمت کاهش محدودیتها و گسترش همکاریهای اقتصادی حرکت کند، بیمه میتواند به یکی از ابزارهای مهم دیپلماسی اقتصادی ایران تبدیل شود که در چنین شرایطی، بیمه دی این ظرفیت را خواهد داشت که از یک بازیگر داخلی به یک نهاد منطقهای در حوزه خدمات سلامت و بیمه تبدیل شود.
گردشگری سلامت، پوشش درمان اتباع خارجی، قراردادهای درمان فرامرزی، همکاری با شبکههای بیمارستانی کشورهای همسایه و طراحی محصولات مشترک بیمهای، همگی میتوانند بخشی از معماری جدیدی باشند که در آن بیمه نه صرفاً یک صنعت مالی، بلکه پلی برای همکاری اقتصادی و اجتماعی میان کشورها باشد.
البته تحقق چنین جایگاهی به مراتب دشوارتر از بیان آن است، لازمه این تحول، سرمایهگذاری گسترده در زیرساختهای دیجیتال، حکمرانی داده، شفافیت، استانداردهای بینالمللی، مدیریت ریسک و ایجاد اعتماد منطقه ایست و بدون این پیشنیازها، هرگونه ادعای رهبری منطقهای صرفاً یک شعار تبلیغاتی باقی خواهد ماند.
با این حال، اگر بیمه دی بتواند مزیت سنتی خود در بازار درمان را به یک مزیت پایه ای تبدیل کند، ممکن است نخستین شرکت بیمه ایرانی باشد که مفهوم «دیپلماسی بیمهای» را از یک ایده نظری به یک راهبرد عملیاتی تبدیل میکند.در آن صورت، ارزش واقعی این شرکت نه فقط در صورتهای مالی آن، بلکه در تواناییاش برای تبدیل اعتماد اجتماعی به سرمایه اقتصادی و تبدیل شبکه درمان داخلی به سکوی نفوذ منطقهای تعریف خواهد شد.
بنابراین باید پذیرفت که رهبران واقعی صنعت فردای بیمه در ایران با تعداد بیمهنامههای صادرشده شناخته نمیشوند؛ آنها با کیفیت تصویری که میسازند و اعتماد پایداری که خلق میکنند، در حافظه اقتصاد باقی میمانند.
ارسال دیدگاه